حسين بن حسن خوارزمي
45
شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى )
الرّحمن توازى عمل الثقلين » مكشوف گردد ، و وجه « كنت له سمعا و بصرا و يدا » إلى آخر الحديث متبيّن شود . و همين طريق است كه شيخ كبير قدس اللّه روحه العزيز در « اصول عشره » آن را « طريق شطّار » نام نهاده است و گفته « و هو طريق الشّطار من أهل المحبّة السّالكين بالجذبة فالواصلون منهم فى البدايات أكثر من غيرهم فى النّهايات » و مولانا قدّس سرّه بدين معنى اشارت كرد آنجا كه فرمود : اگر كسيت بگويد كه خواست فايده نيست * بگو كه خواست ازو خاست چون بود بيكار اگر نخواست مرا پس چرام خواهان كرد * كه زرد كرد رخم را فراق آن رخسار آرى وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ * مقرر اين معنى ، و يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ مثبت اين دعوى است : يحبّ هميشه ز تقدير هو * مقدّم بود بر يحبّونه رخ دلبر ار نيستى ورد رنگ * نبودى رخ عاشقش زرد رنگ اگر دلبران را نمىبود ناز * نبودى دل بيدلان را نياز كشش گر نبودى ز دلدار ما * چه كوشش نمودى دل زار ما و شايد كه از اين گفتار اطلاع بر بعضى از اسرار قول مشايخ كبار كه گفتند : « المريد مراد فى الحقيقة و المراد مريد » حاصل شود و كلام عبد اللّه برقى نيز مبرهن گردد آنجا كه گفت : شعر : مريد صفا منه سرّ الوداد * فهام به السرّ فى كلّ واد ففي أيّ واد سعى لا يرى * له ملجأ غير مولى العباد اراد و ما كان حتّى أريد * فطوبى له من مريد مراد « 1 »
--> ( 1 ) - در ديوان اين كمترين ( ط 2 - ص 408 ) در غزل كعبه عشق آمده است : -